نمیدونم چند سال میکشه تا خانومهایی که میخوان به روش سزارین وضع حمل کنند مثل یه ادم طبیعی بزان نمیدونم چند سال طول میکشه تا یه زن یاد بگیره به جای اینکه مشکلات زندگیشو پیش مامانش یا اقدس خانوم همسایه بگه مثل یه آدم بره پیش یه مشاور.. نمیدونم چند سال طول میکشه تا مامان ها یاد بگیرن به اسم دوست داشتن گوشت های غذای خودشونو تو ظرف بچه هاشون نریزند..نصف اونقدر که به بچه ها میرسن به سلامتی خودشون هم فکر کنن نمیدونم چند سال طول میکشه تاعشاق ما یاد بگیرن به جای عشق بازی تو اماکن عمومی مقداری از اون رو واسه بعد از ازدواج نگه دارن ...ودر عرض چند ماه واسه هم تکراری نشن نمیدونم چند سال طول میکشه تا نصف کاربران اینترنت ایران یاد بگیرن که گوگل غیر از سرچ مطالب سکسی وخفن و فیلم های لو رفته وانواع کاف...!!،به درد چیزهای دیگه هم میخوره... نمیدونم چند سال طول میکشه تا تو این جلسات وروضه های زنانه، سرکردشون !به جای اراجیف بافی یه کم به این زنها آشپزی و خانه داری وشوهرداری یاد بدن.... نمیدونم چند سال طول میکشه تا تو کیف دختران ما به جای رژلب و فرچه !!و پنکک و....سه خط گوشی و..یه کتاب پیدابشه.. نمیدونم چند سال طول میکشه تا من آدم شم.. انواع کلاس ها در برابر بی کلاسی ،در مملکت ما 1_اگه دستت یه بسته نون باگت باشه ، خیلی با کلاس تر از کسی که چندتا بربری! دستش گرفته به نظر میرسی!! 2_اگه شیر پاکتی یا رامک !دستت باشه از اونی که وایساده تو صف شیر یارانه ای ..... 3_اگه هر روز غذاتو از بیرون سفارش بگیری با کلاس تر از اونی هستی که از 8 صبح بوی غذاش ساختمانو برداشته! 4_اگه دو قدم تا سر خیابونو آژانس بگیری ...1 5_اگه هر روز تو سلف ساندویچ بخوری با کلاس تر از کسی که داره غذای اونجا رو میخوره به نظر میرسی ! 6_اگه نمره امتحانت کم بشه بازهم باکلاس تر از اونی که بیست گرفته به نظر میرسی! 7_اگه بی اف یا جی اف ت !!فشن و خفن و...باشه با کلاس تر از اونی که بی افش ریشو !!وجی افش چادریه !به نظر میرسی! 8_در مورد اسم وفامیل که نیازی به توضیح نیست... 9_اگه تو تهران ،حتی پایین ماییناش! مستاجر باشی از صاحبان ششدانگ در اطراف وحومه وشهرستان با کلاس تر به نظر میرسی! 10_اگه تو ورد پرس وبلاگ اسپوت و....وبلاگ داشته باشی از بلاگفاییان !!با کلاس تر به نظر میرسی!! 11_اگه رشته ات فنی ومهندسی و ریاضی باشه با کلاس تر از انسانی ها به نظر میرسی!! (دبیرستان که بودم رشته ام ریاضی بود وبه انسانی ها پز میدادیم حالا از بد روزگار که اومدیم دانشگاه همین بلا رو فنی ها به سرمون اوردند...) و........................... پ.ن:علت و فلسفه شو نمیدونم .وبه شخصه هیچکدومشو قبول ندارم معنی کلاس باید تجدید نظر بشه آنقدر منتظر آینده نشستم که اتوبوس حال رو ندیدم مجبور شدم تمام مسیر رو با تاکسی زرد گذشته برم وکرایه اش رو از جوانی ام حساب کردم... وهیچ وقت راضی به تغییر چیزی که در ذهن ماست نمیشویم... ...... نتیجه: تو سالمی !به بی وفایی هات ادامه بده... من هم دوست دارم همچنان مختل بمونم! تنها که باشی... فکر میکنی فکرت را که کردی !،بیشتر تنها میشوی... ودوباره فکر میکنی... وبه جمع پناه میبری تا فکر نکنی... و در جمع که هستی به تنهایی فکر میکنی فکر که میکنی ،درجمع گم میشوی گم که شدی،گورت! را هم پیدا نمیکنند تنها میشوی... و...
در خبرها آمده بود:درمراسم تقدیر از
زوج های موفق!! غلامعلي حدادعادل و خانم دكتر ماهروزاده، به عنوان زوج نمونه و
الگو!و هادي ساعي و محبوبه صادقي به عنوان زوج ورزشكار
برگزيده شدند. همچنین آيتالله عبدالنبي نمازي، نماينده
ولي فقيه و امام جمعه كاشان، سيدمحمد جهرمي، وزیر پیشین
کار و رئيس هيات مديره بانك صادرات، فرجالله سلحشور!!! و
جمال شورجه از دیگر چهرههای مشهوری بودند که از رئیس
جمهور به مناسبت فعالیت در زمینه تسهیل ازدواج، لوح تقدیر
دریافت کردند. آخه من چی بگم؟؟؟ _دقیقا نمی تونم برات توضیح بدم ولی میدونم درموارد زیر یافت میشه: کسانی که دماغاشونو عمل کردن.. ترکها... پسر بچه های سرتق ... سوسک های امریکایی.... مصطفی موسوی....!! اسفندیار رحیم مشایی ... . . . +این جوری باشه که من هم دارم ، _من که ندیدم؟ +نمیتونم بهت نشون بدم..!! پ.ن : بقیه مواردو شما بگیدحتما تیتر رو با لهجه خشایار لولایی بخونید! امروز ،به خریت های دیروزم میخندم... و فردا، به خریت های امروز... (آدم شدنی در کارنیست) بهانه هوگو! To free space on your mind ! you must delete old or unnecessary files دبیرستان که بودیم از اون سال اول تا پیش دانشگاهی کتاب بینش اسلامی !سلسله
مباحثی داشت راجع به فروپاشی نهاد خانواده در کشورهای غربی وبدبختی ها
وحیوانیتهایی که در آن بلاد کفر گریبان گیر مردم شده ...ودر نهایت یکی از
ریشه های این معضل رو میانداختن به گردن فروید ویکی دوتا هیولای دیگه که فکر کنم مارکس هم جزوش بود. حال توصیفات کتاب بینش یه طرف و حرفها ونظرات تکمیلی دبیر های خوشگل! بینش طرف دیگه قضیه بود: که این فروید چنان آفتابه ای به شان ومنزلت انسانیت برده که
حد ونصاب نداره! ونظریاتی که داده این بوده که: اگه بچه ها با والدینشون
رابطه جنسی داشته باشن عقده ای نمیشن وکسانی هم که عقده ای بار اومدند اگه
امیالشونو ولو با محارم رفع کنند درمان میشن وبه طور کل انسان باید دراین
مسئله هیچ محدودیتی نداشته باشه و...!!!
ماها هم که واسه اولین بار بود تو کتابامون اسمی از این
کلمات مستهجن برده شده بودو ازبحث های تکراری اصول دین چندتاست؟ !خارج شده
بودیم.. چنان شیفته این بحث میشدیم که نگو.. ومغزهامونو دودستی دراختیار خانوم معلم
میذاشتیم که خوب بشورند وهرچی که خودشون میلشون کشید بریزند توش !! و وای بر آن مظلومه بخت برگشته ای که در این بین سئوالی یا
حرفی دفاع گونه میپرسید ...روزگارش سیاه میشد هم ازسوی معلم وهم از طرف ماها
وهمگی اورا به استغفار و توبه دعوت میکردیم..! خلاصه چنان ذهنیتی از اون برامون مونده بود که جرات نمیکردیم
حتی اسمشو ببریم وفکر کردن به این موضوع وجدان دردهای شدیدی ایجاد
میکرد.وپیش خودمون این جور فکر میکردیم که شخصی که چنین نظریه ای داده
حتما خودش بیست وچهار ساعته در حال رفع عقده هاش بوده وچقدرزندگیش کثیف
وحیوانی بوده... گذشت وگذشت واز قضا وارد روانشناسی
شدیم و خواه ناخواه از صبح تا شب تو تمام مباحث وفرضیه ها اولین نامی که
برده شد ایشون ونظریه قدرتمند دستگاه ذهن و ناخود آگاه ش بود . اوایل خیلی دربرابر اسمش ونظریاتش مقاومت میکردیم ونیت بر ان
بود که تسلیم این گونه کفرنویسی ها نشیم خلاصه اینکه الان که فکر میکنم
همون دبیر خوشگلا ونویسنده همون بینش های اسلامی مدیون فروید هستند وباید
جوابگوی اون همه تهمت ها و کج اندیشی هاشون باشند . هرچند برخی نظریات فروید خیلی تند
ونامعقول بوده والان رد شده وانتقادهای شدیدی براش واردند ولی این دلیل
نمیشه که دیگر زحماتش پایمال بشه وسلاحی باشه برای حمله به شخصیتش. راستش بهانه این پست بیشتر به خاط لزوم بازنگری در علوم انسانی در دانشگاه ها!!! بود.یعنی بچه ای که تو دبیرستان وایتکس کاری شده بازم باید تو دانشگاه ...چه فاجعه ای در راه است... پ.ن:دبیر خوشگل=خانومی چادری که از صورتش فقط یه دماغ و یه من
سیبیل مونده با دستکشی سیاه که درگزینش آموزش وپرورش به خاطر زیباییش
استخدام شده تا بچه ها رو به اسلام علاقه مند کنه. دی !به درمانگاه یونی بودم از برای تایید برگه معافیت برای تربیت جسمانی! که حاجتی سخت برما حادث گردید! چون نیک به اطراف نگریستم w30!یافتم... لیکن از نوع برادرانی! هرچه از برای خواهرانی سرچ کردم توفیری هیچ حاصل نشد.! پس عقل وخرد را به خدمت گرفته ،پس ازمکاشفاتی چند یافتم که حتما یک نوع دیگر اندرون آزمایشگاه زیرین خواهد بود پس برهوش و ذکاوت خود درود فرستاده وبرآن مکان رهسپار شدم... هنوز قدوم مبارکه خودرا نگذاشته بودم که صدایی تیتیش مامانی از ته آز!بلند شد: _بله؟؟بفرمایید؟ =بلـــــــــــــــه!چشم!!!! _خانوم عزیز کارتون؟؟ =ببخشید باید نوعش رو هم بگم؟! _اولن که آدم هرجا می ره سلام میده !!! دوما هم شرمنده اونجا واسه مریضاست ...بفرمایید بیرون (القصه خواستم دروغی مصلحت گونه ببافم وتوضیح بدم که نمونه آزمایشی !رامیخواهم بگذارم که از عواقب آن هراسیدم..) خلاصه هرچه ازما التماس ،از ایشان رد ناس.. من در حالی که متوجه نگاه عمیق !!ناظران وزائران و مرضاءشده بودم (گویی که هیچ وقت در زندگانیشان به این مرض !دچار نشده باشند) وخجالتی داغ وجودم را فراگرفته بودصحنه را ترک نمودم وبرآن منشی ضعیفه بی جنبه که میخواست عین اون خانوم دکتره تو دلنوازان! وظیفه شناس بازی! دربیاره آیاتی چند از تمام فحش هایی که سزاوارش بود نثار کردم.. وان یکادی خواندمو وبه همان اتاق برادران رجوع کردم وبعدها برما روشن گردید که نام سردر آن مکان اشتباهی چاپی بیش نبوده! و درواقع از نوع مختلط !!بوده است که گویا چشم بصیرت میخواسته. ومثل همیشه درتفکراتی فلسفی فرورفتم وآن جمله دخترک: که اول باید سلام بدی! بدجوری تو مخم بود نتیجه اخلاقی:هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده ام...!
نمیدونم چند سال طول میکشه تا آقایونی که ناتوانی جنسی دارن به جای تریاک ومشتقاتشو کشیدن مثل یه ادم برن پیش یه دکتر و معتاد نشن...
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388
| |
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388
| |
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388
| |
..اختلال وقتی است که نمی خواهیم چیز دیگری را تجربه کنیم
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388
| |
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388
| |
نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388
| |
+اعتماد به نفس چیه؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
| |
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388
| |
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388
| |
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388
| |

