/>

بهانه 26 سال داشت

به نام خدا  در کلش آف کلنز!

 

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ ۱۱ قبل از ظهر | |

روزی روزگاری مطمئن بودم که دیگه امکان نداره بشم آدم چند سال پیش، مطمئن بودم که دیگه امکان نداره راه های اومده رو برگردم به عقب و درجا بزنم .این روزها ولی مطمئنم که دیگه هیچ وقت نباید مطمئن باشم.

درست وقتی همه شهر در امن و امانه در چشم به هم زدنی طوفانی، سیلی ، زلزله ای چیزی  میاد و همه دنیات با تموم راه های مواصلاتی‌ات رو خراب میکنه رو سر مبارکت و تو به جای اینکه یه بیل بگیری و لااقل از توشون بگردی چیزهای باارزش باقیمونده‌ات رو بکشی بیرون به خودت می آیی و میبینی یه کلنگ دستته  این هوا با کلی چیز خراب شده . انگار که فلسفه وجودیت از اول کمک به بلایای طبیعی بوده برای هرچه بهتر خراب شدنت.

همه چیز که خراب شد و دل دردت که افتاد  آیه شریفه" آرامم درست مثل مزرعه ای که  محصولش را ملخ ها  خورده اند ؛دیگر نگران داس ها نیستم "*را تلاوت میکنی و بعدش هم یک ربان قرمز گلمنگولی به کلنگت میچسبانی و می افتی به جان قلبت و یه گوشه مینویسی :آغاز عملیات اجرایی پل آزادگان!

* فریبا عرب نیا

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۷ بعد از ظهر | |