...ده و ده و ده مســــــــابقه محلَه

 به آقای مسعود روشن پژوه

آن مجری با نمک و سرحال 

آن مجری بامیکروفن موش دار!

سلام علیکم

سالهاست که مسابقه محله اتان را میبینیم

 زمان طفولیتمان!خیلی آرزو داشتیم به محله ما هم بیایید ،ولی خوب آن موقع ها امکانات نبود !

می خواستم بگویم خسته نباشید و خدا قوت از آن همه خلاقیت و شیرین کاری!

و اینکه چه میشد امروز  به همه آن پسر بچه های شازندی که با ذوق و اشتیاق تمام و از جون و دل  کلاغ پر

میرفتندجایزه میدادید؟


بس غریبی بس غریبی بس غریب  

در آخرین نفس های یک رابطه

هردو نفر غریبه میشوند

ولی

یکی غریبه تر...

شاید

او همانیست که اولین روزها

کمتر غریبی کرده است....


خودگردانی؟

بسیاری از کارهایی که میکنم همانی نیست که دوست دارم

اما بسیاری از کارهایی را که از آنها نفرت دارم را انجام میدهم.

سن پل

سنگین ولی خالی...

بچه ها باهوش تر از ما نیستند...

اگر زود یاد میگیرند به خاطر فضای خالی ذهنشان است

ما آدم بزرگها آن قدر فضای ذهنمان را با هیجانهای کاذب پر میکنیم

که دیگر جایی برای یادگرفتن چیزهای جدید باقی نمیماند


پ.ن:

بار هیجانی کلماتی مثل غم،عشق،زندگی، دوست، وفا، و... حتی "مادر" سنگین هستند

زیاد به پر و بالشان نپیچید...

یک وجب تا خفگی

هیچ وقت فکر نمیکردم روزی  یکی از بزرگترین مشغله های فکری ام

نشخوار کردن فرق یک وجب با صد وجب باشد

البته در مواقعی که آب از سر گذشته است...

تلخ با شیرین کجا اندر خورد؟

معرفت را از لیمو ترش یاد بگیر

ترش است ...و لی همیشه ترش می‏ماند..

خودش را گم نمیکند!

برخلاف لیمو شیرین..

که ذره ای بعد از بریدن تاب نمیآورد

و زود تلخ میشود...



ملاحظه!

به سراغ من اگر می‏آیی

با ماشین مدل پایین بیا

که مبادا ترک بردارد

از حسادت

 دختر  نازک همسایه‏امان...!

عاشقانه

هرگز نخواستم خیلی خوب باشی...

خیلی پر احساس باشی...

خیلی مرد باشی...

خیلی باشی...


فقط  خواستم باشی




آهنگ ضمیمه تقدیم به  مهرهای پاییزی

ویژگی های مهم افراد سالم از لحاظ روانی

1_ پذیرش خود(از خودشان بدشان نیاییدو خود را با همه بدیهایش بپذیرد..)

2_ احساس راحتی و آرامش نسبی(نداشتن آشفتگی هیجانی...در ایران گاهی در w.c هم تجربه میشود!)

3_ استفاده کردن  از استعدادها و توانایی های خود(البته نه در راه خلاف!)

4_ واقع گرایی(خیالبافی ندارند...کسی که تمایل دارد واقعیت را فراموش کند عادی نیست.)

5_ سهل گرفتن سختی ها(دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور..البته بی خیالی طی کردن هم خوب نیست)

6_ ترس و ااضطراب و نگرانی کمتر(  میدانیم که فرد سالم کسی نیست که اضطراب نداشته باشد...)

7_ احترام به خود( با احترام به هواهای نفسانی اشتباه نشود!)

8_انعطاف پذیری(گشاده رویی برای تجارب جدید...عدم تعصب بیش از حد)

9_ شوخ طبعی (اشتباه نکنید با متلک پرانی بغل دبیرستان دخترانه فرق دارد!)

10_اعتماد به نفس بالا (کاذب نباشد ان شاءالله!)

11_داشتن علایق اجتماعی و دوست داشتن دیگران ( با زید بازی فرق دارد!)

12_ مسئولیت پذیری (با گرفتن مسئولیت های مختلف در دولت فرق دارد!!)

13_شناخت محدودیتهای خود و دیگران و داشتن انتظارات منطقی از خود و دیگران

14_ نه سلطه گری و نه سلطه پذیری (کلاس چهارمتون یادتونه؟!!چقدر به این پنجمی ها باج میدادید و به مابعدتون زور میگفتید؟!)

و...

پ.ن1:این متن در پی درخواست بعضی دوستان مبنی بر  درج مطالب روانشناختی نوشته شده است.

2_ عبارات بالا ساده و بعضا تکراری به نظر می‏آیند ولی بهتر است کمی بیشتر روی آنها تامل شود

اگر هیچ یک از ویژگی های بالا را نداشتید نگران نباشید،همدردیم!

بدون شرح

خیلی ها برای کارهای خود میتوانند دلیل داشته باشند،

حتی برای کارهای احمقانه ،

این وسط

دوست داشتن احمقانه است که دلیل  نمی‏خواهد...

بهانه نمی‏خواهد ،

ولی میتواند علت خیلی کارهای دیگر باشد

حتی کارهای احمقانه ...

انتقال، آزادی،بیماری روانی!

امروز صبح سر کلاس آسیب روانی 2

استاد از انتقال حرف میزد

انتقال مثبت..منفی....معمولی....متقابل...

و میگفت هر شغلی آسیب خودشو داره

مثلا  دندانپزشکها چون خیلی نزدیک بیمار میشن زیاد تحریک میشن و...

 در مورد انتقال متقابل بحث رو کشوند به حیطه کاری ما یعنی روان درمانی

شروع کرد  به هشدار ...خودشو مثال زد و گفت که یهو من درمانگر احساس کنم  مثلا دختری که اومده پیشم واسه مشاوره ،همونیه که سالهاست دنبالشم..از همونه تیپ هایی که دوست دارم...بهش علاقه مند بشم  ..و بعدش رفت بالا منبر که خوب نیست این احساس و....تکنیک هایی هست برای مقابله با این وباید به خوبی تفسیر بشه و ....

بحثش رو قطع کردم

و ازش پرسیدم مگه چه اشکالی داره؟این همه آدمها دنبال این میگردند که با یه کیس دلخواه ازدواج کنند این هم یکی...

حوصله و تیز بینی  خوبی داشت..یه جورایی هم از سئوالم انگار خوشش اومده باشه 

گفت کی با حرف این خانوم موافقه؟

هیشکی موافقت نکرد...(البته از ترسشونا و گرنه بچه های کلاس ما که تو باغ نیستن به خدا!)

گفت خودت چی فکر میکنی؟

گفتم خوب منم تا حدودی قبول ندارم ...چیزه یعنی پنجاه به پنجاه.... یعنی هر احساسی رو نمیشه بهش بها داد...باید پخته باشه....(گفتش تو پرانتز بهت بگم  این تضادت تو حرف زدن نشونگر خیلی چیزهاست ..یعنی چی ؟یادم بنداز یه روز در موردش حرف بزنیم..دودستی خودم بدبخت کردم رفتا...مو رو از ماست میکشه بیرون...عجب غلطی کردیما!)

بعدش گفت خوب بگو ببینم تا چه حد قبول داری؟

گفتم وقتی که طرفی که مراجعه کرده خل و چل نباشه! مشکلش حاد نباشه...واقعا آدم خوبی باشه ...دختر رویاهات باشه...دو طرف بلوغ فکری داشته باشن....جلسات اول نباشه..حداقل چندین جلسه گذشته باشه....به یه شناختی از هم رسیده باشن..احساس کنن که رابطه متقابله...(کلی واسه خودم سخنرانی کردم!)

به  هرحال اگه این شرایطو داشته باشه فکر نکنم مشکلی پیش بیاد...چرا شما  دکترها این قدر سعی میکنید کلیشه ای و از روی قوانین و اصول حرف بزنید؟احساس رو که نمیشه کشت؟

با زیرکی و شیطنت خاص روانشناسانه پرسید تو بودی چیکار میکردی؟

_واقعا من اگه جای شما بودم و چنین احساسی پیدا میکردم و با توجه به دانشی که داشتم وقتی همه زوایا رو بررسی میکردم اقدام میکردم.... با شوخی اضافه کردم بالخره نمیشه که یار در خانه و ما گرد جهان بگردیم!!

کلاس و خودش با این حرف من  رفت رو هوا!

گفت اشاره ات به اینکه جلسه اول نباشه خوبه و  اتفاقا در اکثر رابطه ها  اغلب بعد از چندین جلسه است که این اتفاق میفته ...اصلا بیا از محیط کاری بیاییم بیرون...بریم تو رابطه هایی که اکثر افراد رو مستاصل میکنه ...حتما اگه برا خودتون هم پیش نیومده باشه دیدید تو اطرافتون که ناخواسته بعد از مدتی  احساسهایی در طرفین یک مساله پیش میاد  که خودشون هم خبر ندارن از کجا آب میخوره..اذیتشون میکنه...هلاک میشن میره؟دیدید؟

رابطه های اینترنتی یه نمونه بارزشه...(نیم ساعت در مورد این حرف زد....این استادها هیچ میونه خوبی با اینترنت ندارنا!!)

فروید گفته "انتقال نوعی مقاومت هوشمند است"...

 یعنی در این جور مواقع ذهن فرد داره کلک می‌زنه و این ناهوشیارشه که داره عمل میکنه و این ناهوشیارش باعث بودجود اومدن رفتارها و افکارهایی میشه که طرف تغییر نقش بده...خودش نباشه...

خیلی حرف زد...متقاعدم کرد...توجیه ام کرد...روشنم کرد...جزء به جزء و مو به مو...

که این جور احساسها نشانگر بیماری اند ...نشانگر خلاءاند

حالا جلسه بعد هم قراره در مورد این بحث کنیم که حالا اگه چنین مساله پیش اومد چطوری باید حلش کرد که نه سیخ بسوزه نه کباب!

بهمون گفته بریم فکر کنیم....

ما ایرانی ها هم که عاشق و متخصص در فکر کردن!!


پ.ن1:عجب ای دل حوصله داری!

پ.ن2: از صبر و حوصله شما هم متشکریم!

یادداشت های یک زن...

من یک زنم :

در  قدیم  ضعیفه  نام داشتم

 امروزه   ظریفه  خطابم میکنند

در آینده...؟؟

اینطوری نمیشود

باید یک فکری برای ضخیم تر شدن خودم بکنم!

عقب ماندگی

داشتند از  ذوقیات و شوقیات یه تازه عروس غیبت میکردند.

و گوش های من از خدا خواسته پرسه زنان در همان حوالی:

+  عروسه  دوتا خواهر داره که یکیش عقب موندست..

_ اه؟طفلکی

+ آره به مامانش گفته بود تو عروسی حق نداری بیاریش

_ واقعا؟

+ آره بابا بعد از اون هم گفته که هروقت با شوهرم  میام خونتون باید یه جا گم و گورش کنی...

_ بیچاره خواهره....


من هم دلم سوخت

اما نه برای اون دختر عقب مانده

برای اون دختر تازه عروس که از عقب موندگی خودش خبر نداشت...