خونه خرابت میکنه
درست وقتی همه شهر در امن و امانه در چشم به هم زدنی طوفانی، سیلی ، زلزله ای چیزی میاد و همه دنیات با تموم راه های مواصلاتیات رو خراب میکنه رو سر مبارکت و تو به جای اینکه یه بیل بگیری و لااقل از توشون بگردی چیزهای باارزش باقیموندهات رو بکشی بیرون به خودت می آیی و میبینی یه کلنگ دستته این هوا با کلی چیز خراب شده . انگار که فلسفه وجودیت از اول کمک به بلایای طبیعی بوده برای هرچه بهتر خراب شدنت.
همه چیز که خراب شد و دل دردت که افتاد آیه شریفه" آرامم درست مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند ؛دیگر نگران داس ها نیستم "*را تلاوت میکنی و بعدش هم یک ربان قرمز گلمنگولی به کلنگت میچسبانی و می افتی به جان قلبت و یه گوشه مینویسی :آغاز عملیات اجرایی پل آزادگان!
* فریبا عرب نیا
از قدیم گفتن به بهــــا دهند نه به بهانه