باطل شد!

زورت به هر کاری که نمیرسد...

بعضی چیزها را باید نیمه تمام رها کرد؛بدون نتیجه....بدون پایان.

عین پرونده های خاک خورده دادگستری...

که ناتمام گوشه ای میمانند

#

آخر هر سال هم باید بعضی پوشه های باز شده  را رها کرد

جا بماند در خود همان سال

بغل نکنی بیاوریش هلک هلک به سال نو....

عین همان پرونده های خاک خورده دادگستری

بدون نتیجه ...بدون پایان.

...

می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم            خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم

می‌روم بی‌دل و بی یار و یقین می‌دانم           که من بی‌دل بی یار و نه مرد سفرم

خاک من زنده به تأثیر هوای لب توست            سازگاری نکند آب و هوای دگرم


ادامه نوشته

آیینه ممنوع

سرد است

و بادها خطوط مرا قطع میکنند

آیا در این دیار کسی هست که هنوز

از آشنا شدن

با چهره فنا شده خویش

وحشت نداشته باشد ؟....


فروغ فرخزاد

خونه ما همیشه منتظر یه مهمون!

 دل آدما هم عین یه خونه میمونه
تاوقتی کسی نیاد و  بهمش نریزه
کثیفیای پنهونش معلوم نمیشه ...

پ.ن: سلامتی اونایی که میان بهم میریزن و میرن ولی قبل رفتن مرتبش هم میکنن!

دلی که نمیشناختمش!

دخترم اومده میگه: مامان دلم درد میکنه
میگم کجای دلت؟چرا آخه؟
 با جدیت میگه: من چه میدونم برو از خدا بپرس
میگم حالا چرا از خدا ؟
میگه خودت گفتی که خدا تو دلمونه!

از وبلاگ گاهی مرا به نام کوچکم بخوان

من آن جام بلور فرانسوی نیستم
که به ضربه ای با هزار تکه عالم را از شکستنش خبر می کند،
من آن شیشه ی سنگ خورده ی پیکان قراضه ام
که هزار تکه ی ریزش از هم نپاشیده کنار هم دم بر نمی آورند،
انگار نه انگار...

منبع

سرو بی ‏بر ،صد درخت پرثمر دارد به یاد...*

شاید درختهای بی بار و بر گاه گاهی شرمنده باغبانهایشان شوند
ولی هرچه هست خیالشان راحت است
که هیچ وقت شرمنده نگاه کودکان و رهگذران نخواهند شد...


پ.ن:
1-تو درخت خوب منظر، همه میوه‌ای ولیکن       
چه کنم؟ به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت(سعدی)

2-میوه نمی‌دهد به کس، باغ تفرجست و بس     
جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش(سعدی)

3-نمیدانم چرا امروز مرد باغبان درختهای میوه را گران تر میفروخت؟

پ.ن نامربوط!: دانلود آهنگ تبر از ابی
* عنوان از صائب تبریزی

نکنه تو قلبت خبری باشه

آدم بزرگها خوب حواسشان هست

تکه ای از قلبشان را نگه میدارند برای خود خودشان

 قایم میکنند برای روزهای مبادا.

 مادرها ولی

گاهی مجبور میشوند آن را هم زود خرج کنند

*******

در بچگی همه قلبمان مال خود خودمان است 

کمی که بزرگ میشویم

 خیلی زود همه اش را دو دستی تقدیم میکنیم به یک نفر

(گاهی هم چند نفر!)

آن وقت ما میمانیم و یک روز مبادا؟

 شاید برای همین است که مادرها....

فاصله ها

آدم ها

می افتند از چشمم

یکی یکی...

نیوتن هم مبهوت

نشسته است

میان نیروی جاذبه یا دافعه !؟

بیخیال

این چشم ها

 دیگر کشف کردن نمیخواهد


دل نوازان!

نگذار هرکسی از راه رسید

با ساز دلت

تمرین نوازندگی کند...