موقعیت یک مرد مجرد در بهشت؟!!

یکی از تفریحات سالم من ! این است که ببینم ملت با جست و جوی چه کلماتی وارد وبلاگم میشوند. در این اواخر توجه ام جلب شد به عبارت "موقعیت یک مرد مجرد در بهشت؟" .البته کمی هم عذاب وجدان گرفتم که فرد جوینده که اینجا رو باز کرده چیزی دستگیرش نشده.واقعا سئوال خیلی مهمی میتونه باشه ها!

در احادیث داریم که: مومن در یک روز صد دختر باکره را در بهشت تصرف می نماید و عجیب این است که بلافاصله باکره می شود بدون اینکه برای دختر ناراحتی باشد !!

اما مجرد یا متاهل بودن آن مومن ! بسی جای سئوال دارد و نکته مهمی است که علما باید پاسخگو باشند! و  عده ای  معلوم الحال ! را از نگرانی دربیاورند!

دلم خنک نمیشود!

کاش میشد آدم  بره توی بعضی از روزهای کتاب زندگیش

 خودش واسه خودش کامنت بزنه که:

خودمونیما ولی خیلی خر بودی!



تولید ملی

در کشور ما تریاک اگر نیست ،کراک هست!



وقتی جری فرشته نجات میشود!

چند شب پیش بود که آقای پدر دخترک را  به جرم حرف گوش نکردن دعوای مفصلی کرده بود و او طبق معمول رفته بود در غار تنهایی! اتاقش و خودش را تا اطلاع ثانوی حبس کرده بود. وقت شام بود در آستانه یک منت کشی! مخملین از دخترک بودیم که ناگهان ...

ادامه نوشته

*دست هر کودک شهر گوشی اِن نودی‌ست

رهبر من آن کودک هشت ساله ای است که آی پد به کمر خود میبندد!
 و از زیر تانک تهاجم فرهنگی سالم بیرون میآید!




*عنوان از ایوانف

هنرپیشه های بانکیوود!

  آدمهای مرموزی اند. شیوعش در هردوجنس دیده شده و زن و مردش از لحاظ ویژگیهای شخصیتی زیاد تفاوتی ندارند. منحصرا در ایران میباشند و معمولا در بانکهای شلوغ و طویل الصف(2 باجه ای) یافت میشوند. با  نگاه خیره یک گوشه  مشرف نشسته اند یا با نگاه های نافذ و خریدار! در حال قدم زدن و پرسه زدن در لابه لای جمعیت  و منتظران هستند. بیشتر در پی شکار افراد جدیدالورود و شتابانی هستند که باید ساعتها علاف بمانند. نوبت خودشان  فرا رسیده یاخیلی زود فرا خواهد رسید در دستانشان یک یا تعدادی شماره نزدیک الصدا شدن!دیگری هم وجود دارد که نگاه های ملتمسانه زیادی زیر چشمی چشم امیدشان به آنهاست . فقط و فقط آنها  هستند که حق انتخاب دارند:همه گزینه های روی میز  است!  بله همه گزینه های توی بانک را موشکافانه بررسی میکنند.گاهی چندین نفر را نامزد دریافت جایزه میکنند ولی گاهی تردید در انها مشهود است...اما بالخره در کیسه خلیفه باز میشود!

نوبت به بررسی تو فرا می رسد! همه اینها در  کسری از ثانیه اتفاق میافتد.اگر از جمالاتت یا کمالاتت یا   زیادآلاتت خوششان بیاید سریع  جلو میایند و خیلی جنتلمنانه شماره ای که  صدهارقم پایین تر از نوبتت است را  با یک ژست فاتحانه و نون اضافه  تقدیمت میکنند و خیلی رمانتیک شاید هم تراژدیک صحنه را ترک میکنند...

بگذریم.این آدمها از نظر تو 2 حالت دارند: 1- اگه  جزءمنتخبینشون باشی و نوبت رو به تو داده باشند ، میشن بهترین آدم روی زمین حتی فرشته نجاتی که از آسمون اومده تا تو رو از ساعتها در صف موندن نجات بده، خوشحال و شادان میشی  از شتری که در خونه ات خوابیده و کلی تشکر و دعا به جون پدر و مادرشون.

2- اما اگه اون آدم خوش شانسه و به دل نشسته‌ی اونا تو نباشی و شماره رو به یه نفر دیگه که از قضا  بعد تو  هم اومده داده باشن ،میشن بدترین، بی فرهنگ ترین و بی کلاس ترین  و بیشعورترین آدم روی زمین که حق مردم رو ضایع میکنند.ناراحت و عصبی میشی و کلی بد و بیراه و دعا به جون عمه اشون!.


نکته: اغلب در گزینه های انتخابی روی میز ،خانومها بخصوص خانمهای باردار،بچه دار،پول دار..کلن چیز دار! در اولویت اند.

عشق وجزا!

  این عکسو تو فیس بوک دیدم داشتم بدون شرح میذاشتمش اینجا:


که یهویی یه رباعی کاملا داغ و جدید از ابن محمود در همین مقال اومد بالا !:

این رابطه را قویش باید بکنی

فکر چسب و سریش باید بکنی

از عشق نگو که خنده‌ام می‌گیرد

بچه! تو هنوز جیش باید بکنی!

سیلی ِ سرد ِ زمستان

آخر پاییزست و دارم جوجه هایم را میشمارم

جای تو خیلی خالیست...!

روانشناسی شخصیت!

 حاصل عمرم سه سخن بیش نیست :
 معتاد:
نعشه بدم...خمار شدم... ژوختم!

شخصیت خودشیفته:
هیجده بدم ...نوزده شدم...بیستم!

افسرده:
خنده بدم...گریه شدم...نیستم!

چاق:
استخون بدم ...دنبه شدم...گوشتم!

طاس:
فوکولی بدم...کم پشت شدم...ریختم!

شخصیت خجالتی :
شیر !بدم ...ماست شدم...دوغم!

احمدی نژاد:
دکتر بدم...هاله شدم... دروغم؟!

با تشکر از مولانا

جوزده!

بازم گلی به جمال جــَـــــو

که همیشه ما را تحویل میگیرد...!


اسیدغیرتیک!

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری

برای شما برنامه ویژه ای داریم!!

وقتی روانشناسی جواب نمیدهد

به یک عدد جانور شناس ماهر!

برای توجیه رفتار بعضی آدم ها

نیازمندیم!

تلخ تر از باختن

تو بازی زندگیم...

همیشه تو نیمکت ذخیره ها بودم!


دل داری منطقه 5

کوچه پس کوچه های دل را

گاه از اداره گاز میشکافند

گاه از آب و فاضلاب!

دل شهردار درست و حسابی که نداشته باشد همین است دیگر...!

عقل بر آن عقل ساز ناز همی‌کرد ناز !

دلم گوشه ای نگه داشته

و دارد برایش بوق میزند

سوار نمیشود این عقل دیوانه...!

خستگي!

نازنینا ما به ساز تو یه مدت قر داده ایم!

دیگر اکنون با جوانان ساز کن با ما چرا؟

هنر عشق ورزیدن مردانه!

زبان تو گر بار سازش بگیرد

به زیر آوری مغز هر دختری را!

 

با تشکر از ناصرخسرو

حال من دست خودم نیست!

در  درون من کودک سربه هوایی‏ست ‏که

گاهی کنترل زندگی‏ ام را

در خانه خاله ‏اش گم میکند!

فی الابیات شب امتحان!

پارتی بازی

آنان که برگه را به ارفاق بیست کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ماکنند؟!

****

ازمکافات عمل عافل مشو

جور استاد چه کنم گر ندهد نمره بیست؟

تایر و پنچری و شیشه ماشین به همند!

****

این هم وصف خودم و  استادای دانشگامون:

یکی باطن یکی ظاهر پسندد

یکی پول و یکی تحقیق پسندد

من از بیست و ده و درد بی درمون

پسندم آنچه را استاد پسندد!


پ.ن :با تشکر از حافظ؛ سعدی و بابا طاهر

قوزک پای چپ یک زرافه ایده آلیست  که در تاکسی میخارید !

مکان و زمان:

یکشنبه  در راه یونی درست وسط یک عدد  تاکسی پراید(نه در هوا نه در زمین نزدیک شام وقت سحر!)

میان ترم  مکاتب دارم و من  طبق معمول چند  فصل باقیماندشو برای خوندن در تاکسی برنامه ریزی کردم اضطراب دارم از این که نتونم تمومش کنم و تند تند عین بچه  مدرسه ایها دارم ورق میزنم...

تمام حواس پنجگانه وششگانه و هفت گانه بعلاوه  فکر و ذکرم رو  داخل  کتاب و متخلفات همراهش تمرکزوندم!ولی با این حال هنوز یه چیزایی ازش مونده که بتونم متوجه پسرعینکی خودشیفته  بغل دستی که با اعماق وجودش  هی برمیگرده و زل میزنه تو  صورتم بشم...این جور مواقع از اینکه روی پیشونیم ننوشتم " باعرض شرمندگی من متاهلم و فعلا هم قصد طلاق  و تجدید فراش ندارم"! عذاب وجدان میگیرم که طرف چرا باید درجهالت تمام وقتشو بیخودی صرف من کنه!

ولی باز هم طبق معمول میزنم به کوچه چپعلی!و با سوت بلبلیم !طوری وانمود میکنم که اصلن تو باغ نیستم...شاید هم  فشار امتحان اونقدر زیاده که تصمیم میگیرم به جای غر زدن و ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر عده ای اراذل و اوباش  وقتمو رو درسم متمرکز کنم ودرسمو ادامه بدم!..شاید این از شانس پسره باشه که همچین زمانی رو برای چروندن فیلش در حوالی هندوستان!انتخاب کرده

یه مقداری هم به دانشجو بودن طرف میشککم چرا که در دانشگاه ما به حول و قوه الهی آن قدر سانتال پانتال ریخته که هفت ماشاءالله چشمان پسرانمان سیراب گشته  و موتور جستجوگرشان از کار افتاده!

نه بابا از رو برو نیست البته  ساک ورزشی گنده ای که رو زانوهاشه یه جورایی انجام هرگونه فعل و انفعال فیزیکی و شیمیایی در برابر چشم مسافرا و آقای هپروت راننده  رو طبیعی جلوه میده...

دستشو میکنه تو جیب شلوار چپش که مثلا  و علی الظاهر کرایه اشو دربیاره و البته خودش اینجا نیست ،خداش که هست ! همین کار رو میکنه و با هنرمندی تمام این فریضه رو اونقدر کش میده که ثوابش دوچندان شه  و در این راه هرگونه تماس فیزیکی و تجاوز به لبه کناری همسایه چپی که من باشم رو  از مستحبات نه ببخشید از واجبات موکد میدونه....

کمی خودمو جمع میکنم ..از شانس گهربار من دختر دست چپیم هم چاقه هم هپروت!که اصلا این همه عذاب من درنشستن  رو متوجه نمیشه و هیچگون زحمت جابه جایی رو به خودش نمیده ....

به هرحال خدا رو شکر مراسماتو تشریفات  دادن کرایه با کمی پیشروی من در مرز همسایه دوست و خواهرچاقالوم تموم میشه، ولی نه مثل اینکه کرایه اش باقیمانده! هم داره..و از قضا حتماباید  نامبرده الباقی کرایه  رو  تو اون وضعیت در جیب شلوار چپش قرار بده...

دیگه قاطی میکنم و کتابو محکم میبندم  و با قاطعیت هرچه تموم تر برمیگردم بهش میگم که" ببخشید آقای محترم ،شرمنده ولی میتونید بقیه پولتونو تو جیبای دیگه اتون بذارید...(به خیال خودم الان راننده حداقل از آیینه یه نگاه چپکی به پسره میندازه !که زهی خیال باطل !اون هم به گمونم فکر نحوه دادن امتحان تاریخ مکاتب کرایه شناسی بود!)

با پررویی هرچه تموم تر و اعتماد به نفس هشت ریشتری میگه که شرمنده جیبای دیگه ام پاره ست!

آره جون بابا ننه و حتی عمه‏اش!

اژدهای درونم میگفت یه کشیده محک نثارش کنم طوری که اون یدونه جیب سالمش  که سهله ،کل وجودش رو پاره گی برداره ...

ولی خوب تنها به گفتن جمله لوس "واقعا کــــــــــــه" با کشیدگگی زیاد و آمیخته  با  ابراز تاسف بسنده میکنم و سعی میکنم  با ابروهای گره زده و عصبانی به فراگیری علم و دانشم ادامه بدم و کمی هم اعتماد به نفس و خنگولی طرف را در اعماق ناخودآگاهم تحسین کنم!

مسیر نیم ساعته از یک طرف به خاطر حجم زیاد کتابم خیلی زود و از یک طرف به خاطر اضافه کاری چشمان مسلح  کشور دوست و برادر! خیلی دیر میگذشت... و من همچنان وانمود میکردم که متوجه نگاه عجیب و غریبش نیستم

تا اینکه آقازاده بین راه خواست پیاده شه  یه نفس عمیق میکشم و بسی خوشحالی و پایکوبی که در آینده ای نزدیک از این وضعیت نجات خواهم یافت 

تاکسی که ترمز زد یهویی یه  کارت ویزیت انداخت رو کیفم ..تا بیام کارتشو جلوی چشاش ریز ریز کنم تو صورتش جیم زده بود...

یه نگا انداختم رو کارتش از این شرکتهای پخش مکمل پروتئین و چربی سوز بود  با درج نام و شماره موبایل

کارتو پاره اش نکردم و به آرامی انداختمش تو پلاستیک خانوم بغل دستیم که چرت زده بود!


بعدانوشت:عنوان متن برگرفته از نام وبلاگی مشهور در گوگل ریدر است به نام:

قوزک پای چپ یک زرّافه‏ی ایده‏آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می‏خارد

شروع هدفمند کردن

الو الو الو امتحان میکنیم یک دو سه:

به نام خدایی که خر پرور است

نگهدار خرهای این کشور است..

تمام.!


پ.ن: فکر نان باش که خر،  بـــــــــز است!

کی به کیه؟!

  به تازگی برخی از  دانشمندان و علما! با انجام تحقیقاتی دریافته اند که 

افرادی که خرشان از کره گی دم ندارد، بیشتر در معرض خطر افسردگی قرار دارند!

یادداشت های یک خانواده!

پدر بزرگ:صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی...

مادر بزرگ :عمرم زیاده ! اما صبری نمونده باقی...

پدر:خرجم زیاده اما پولی نمونده باقی!

مادر: کارم زیاده اما جونی نمونده باقی!

پسر دم بخت :میلم  زیاده ! اما هیچی نمونده باقی!

دختر دم بخت:عقلم زیاده اما خنگی نمونده باقی!

عمه :جنبه ام زیاده اما فحشی نمونده باقی!

و...

در کل: چیزمون زیاده اما چیزی نمونده باقی...



یادداشت های نویسنده:

دردم زیاده اما مردی نمونده باقی...

مشکل نشیند!

همیشه حرفهایش  به دلم مینشینند

ولی گاه گاهی هم کمی دور برمیدارند...!

بلند میشوند

رژه میروند

 و لگد می‏اندازند...

بیچاره دلم!

ملاحظه!

به سراغ من اگر می‏آیی

با ماشین مدل پایین بیا

که مبادا ترک بردارد

از حسادت

 دختر  نازک همسایه‏امان...!

یادداشت های یک زن...

من یک زنم :

در  قدیم  ضعیفه  نام داشتم

 امروزه   ظریفه  خطابم میکنند

در آینده...؟؟

اینطوری نمیشود

باید یک فکری برای ضخیم تر شدن خودم بکنم!

مجلس ختم

همين روزها

كه خاطراتش را خاك كنم،

همگي به صرف نهار و شيريني دعوتيد!

مریخی ها مثل ونوسی ها نیستند3

قرنها پیش!! مردم برای داد و ستد از معامله کالا به کالا استفاده میکردند..

مثلا یکی گوشت میداد و از دیگری پارچه میخرید...یا یکی تخم مرغ میداد ودر عوض میوه میگرفت..

خلاصه جنس چیزی که به مردم میداد با چیزی که ازشون میخرید فرق داشت...

اما  اگر یه روز همه به بازار فقط تخم مرغ میآوردند چه میشد؟

زحمت نکشید میشد مثل  رابطه زن و مرد ایرانی!....


فحش و فحشا!

فحش هایی هست برای دادن...!

و فحش هایی هست  برای ندادن...!

اما ارزش هرکس در  فحش هایی است که باید میداده ولی نداده...!


پ.ن:هرچه فحش دارید به خودتان بدهید!

چکیده فارسی وان !!

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:

به همسران خیانت!

با خوشگلان مدارا..!

همه چیز آرومه

از ساختمانمان دیگر بوی تریاک نمیآید

نکند مرد همسایه...

شیشه ای شده باشد؟....

در راستاي برداشته شدن يارانه آرد نونوايي سركوچه امون!

آهاي نمكي!

كله صبح سركوچه ما

ديگرآن بلندگوي سوخته را برلب سوخته خود مگذار...!

ديگر از نان مگوي...

سخن از نون خشك نران...

يك جهان آرد  نهان است در آن نانوايي

ولي .....


پ.ن: با تشکر از چوپان !سروده حمید سبزواری

بر خواب رفته!

در  بهار :

چرت زدن  بوجود نمیآید و از بین نمیرود،

فقط از شخصی به شخص دیگر سرایت میکند!!!

بر آب رفته!

+ میگن 85 درصد مغز از آب تشکیل شده...

_ اِه؟ فکر نمیکردم اینقد آبکی باشیم!!!




بکوش صرفه جویی فقط در تو باشد نه در کسی که به خانه اش میروی!!

1-عید 88 که سال اصلاح الگوی مصرف بود..

چاقوهای کُند خریده بودیم تا کسی نتونه میوه پوست بکنه..!!

مدیونه هرکی فکر کنه امسال میخواییم یه بار مصرف بخریم!!!

2- یکی نخواد تو تعطیلات مردان آهنین!!ببینه باید کیو ببینه؟؟

3-الان یعنی تنها  آرزوم اینه که تا سال دیگه زنده باشم ببینم چی نامگذاری میشه!؟!..


احادیث روز:

-دادن عیدی مکروه و در گاهی اوقات حرام است ولی گرفتنش واجب کفایی است!

-بهترین مردم  کسی است که بتواند با یه کیلو آجیل 50 عدد !!مهمان را راه بیندازد ...!

-کسی که ذره ای به من شیوه های جدید چتر بازی!! بیاموزد مرا بنده خودش کرده است..!!!

-بدترین میزبانان  کسی است  که قبل از غذا!!به شما شیرینی تعارف کند!

-مومن کسی است که چون به خانه ات می آید از غذا بپرهیزد!و چون به خانه اش میروی زود طعام دهد!!


پ.ن:از قدیم گفتن که یه تومن هم یه تومنه!!!اصفهونی هم خودتی!!

سال جدیدت هم مبارک....


آویزوووووووون

"انسان تنها بدنیا می آید ...

و تنها از دنیا می رود...."

فقط نمیدونم چرا این بینا بین

تلاش میکنه و دوست داره که حتما  خودشو به یکی آویزون کنه!؟؟و بچسبونه...

و به هیچ وجه نمیتونه  ازشون یه دقه جدا شه...:

 از زمان لقاح !!..بدو تولد...تا اواخر بچگی:مامان..

از نوجوانی:دوستان...

دوران نامزدی...وجوانی..تا قبل از تولد بچه!!:همسر...

از زمان بچه دار شدنو میانسالی...تا قبل از بچه دار شدن بچه اش!! :بچه اش...

از بدو تولد بچه بچه اش !! :نوه و نتیجه...

و....

پ.ن: اینا حالت طبیعیش بود!!..

کتری قوری!

 به غضنفر میگن  با "قوری" جمله بساز:

_ میگه قو رید!

میگن اصلابا "کتری "جمله بساز:

_اتفاقا رو باکت رید!!


حتی سر به هوا ها هم زیر دوش سرشان پایین است...

از قدیم الایام مباحث داغی بین نگاه داشتن سر !درجهت پایین یا به سمت بالا !!وجود داشته و طرفداران هر مکتب !دلایل و مستندات بی شماری اندر مزیت  ومعایب هرکدام برشمرده اند.

مثلا عده ای عقیده  داشته و دارند که چهار پایان فقط سر به زیر دارند و انسان دو پاست پس باید سرش را بالا بگیرد عین یک مرد!! وودر روابط اجتماعی گویا تحقیقات اخیر ثابت کرده که داشتن تماس چشمی

یر به یر!!رکن اصلی است ...وسر به زیر بودن گویا بی احترامی به شخص مقابل است..

و گروهی معتقدند که سر به زیر بودن هم نشان نجابت است هم نشانه  اقتصادی !!!(پیدا کردن اشیاءریز و درشت)فراوان دارد و حتی در این موارد گویا  یقه هم دیرتر چرک شده است...!و از همه مهم تر در این مورد شخص به شیطان اجازه نمیدهد که به چشمش برود و از آنجا به ناموس دیگران..تیر اندازی کند!!

 اما از نظر آماری حادثه و اتفاق  هر دو حالت  یک شانس را دارند:سقوط در چاله ها  وبرخورد با موانع و .. در مورد اولی

و  با کله رفتن درزیر ماشین و تیرهای چراغ برق  و ... در مورد دومی.

البته در این بین بوده اند نظریه پردازانی !!که انعطاف پذیری ! و نسبتی بودن جهت سر را همانند علوم دیگر قبول داشته اند و حد اعتدال در پیش گرفته و مثل من! بر این باور بوده اند که بنا به مصلحت :

گهی سر هوا ،و گهی سر به زین!!!

پی نوشت :انیشتن  هم سر به هوا بود با اون قانون نسبیتش!!

هوس رانی!

برایم کمی "رانی "بفرست

تا هوس کنم...!


بعدا نوشت:این جمله رو میشه حداقل 3 جور معنی کرد...!رعایت پیش نیاز آی کیو!!برعهده خواننده میباشد/.

بافنده!

خیالهامو بافتم !

ریختم پشت سرم..

کلاسیسم!!یا های کلاسیسم!

انواع کلاس ها در برابر بی کلاسی ،در مملکت ما

1_اگه دستت یه بسته نون باگت باشه ،

خیلی با کلاس تر از کسی که چندتا بربری! دستش گرفته به نظر میرسی!!

2_اگه شیر پاکتی یا رامک !دستت باشه از اونی که وایساده تو صف شیر یارانه ای .....

3_اگه هر روز غذاتو از بیرون سفارش بگیری

با کلاس تر از اونی هستی که از 8 صبح بوی غذاش ساختمانو برداشته!

4_اگه دو قدم تا سر خیابونو آژانس بگیری ...1

5_اگه هر روز تو سلف ساندویچ بخوری

با کلاس تر از کسی که داره غذای اونجا رو میخوره به نظر میرسی !

6_اگه نمره امتحانت کم بشه

بازهم باکلاس تر از اونی که بیست گرفته به نظر میرسی!

7_اگه بی اف یا جی اف ت !!فشن و خفن و...باشه

با کلاس تر از اونی که بی افش ریشو !!وجی افش چادریه !به نظر میرسی!

8_در مورد اسم وفامیل که نیازی به توضیح نیست...

9_اگه تو تهران ،حتی پایین ماییناش! مستاجر باشی

از صاحبان  ششدانگ در اطراف وحومه وشهرستان با کلاس تر به نظر میرسی!

10_اگه تو ورد پرس وبلاگ اسپوت و....وبلاگ داشته باشی

از بلاگفاییان !!با کلاس تر به نظر میرسی!!

11_اگه رشته ات فنی ومهندسی و ریاضی باشه 

با کلاس تر از انسانی ها به نظر میرسی!!

(دبیرستان که بودم رشته ام ریاضی بود وبه انسانی ها پز میدادیم حالا از بد روزگار که  اومدیم دانشگاه همین بلا رو فنی ها به سرمون اوردند...)

و...........................

پ.ن:علت و فلسفه شو نمیدونم .وبه شخصه هیچکدومشو قبول ندارم .معنی کلاس باید تجدید نظر بشه


نـــــــــــــه؟غلـــام!

+اعتماد به نفس  چیه؟

_دقیقا نمی تونم برات توضیح بدم ولی میدونم درموارد زیر یافت میشه:

کسانی که دماغاشونو عمل کردن..

ترکها...

پسر بچه های سرتق ...

سوسک های امریکایی....

مصطفی موسوی....!!

اسفندیار رحیم مشایی ...

.

.

.

+این جوری باشه  که من هم دارم ،

_من که ندیدم؟

+نمیتونم بهت نشون بدم..!!

[نیشخند][چشمک]

پ.ن :

بقیه مواردو شما بگیدحتما

تیتر رو با لهجه خشایار لولایی بخونید!

در ما نگاهی گاه گاهی میکرد...!

دی !به درمانگاه یونی بودم از برای تایید برگه معافیت برای تربیت جسمانی!

که حاجتی سخت برما حادث گردید!

چون نیک به اطراف نگریستم w30!یافتم... لیکن از نوع برادرانی!

هرچه از برای خواهرانی سرچ کردم توفیری هیچ حاصل نشد.!

پس عقل وخرد را به خدمت گرفته ،پس ازمکاشفاتی چند یافتم که

حتما یک نوع دیگر اندرون آزمایشگاه زیرین خواهد بود

پس برهوش و ذکاوت خود درود فرستاده وبرآن مکان رهسپار شدم...

هنوز قدوم مبارکه خودرا نگذاشته بودم که صدایی تیتیش مامانی از ته آز!بلند شد:

_بله؟؟بفرمایید؟

=بلـــــــــــــــه!چشم!!!!

_خانوم عزیز کارتون؟؟

=ببخشید باید نوعش رو هم بگم؟!

_اولن که آدم هرجا می ره سلام میده !!!

دوما هم شرمنده اونجا واسه مریضاست ...بفرمایید بیرون

(القصه خواستم دروغی مصلحت گونه ببافم وتوضیح بدم

که نمونه آزمایشی !رامیخواهم بگذارم که از عواقب آن هراسیدم..)

خلاصه هرچه ازما التماس ،از ایشان رد ناس..

من در حالی که متوجه نگاه عمیق !!ناظران وزائران و مرضاءشده بودم

(گویی که هیچ وقت در زندگانیشان به این مرض !دچار نشده باشند)

وخجالتی داغ وجودم را فراگرفته بودصحنه را ترک نمودم

وبرآن منشی ضعیفه بی جنبه که میخواست عین اون خانوم دکتره تو دلنوازان!

وظیفه شناس بازی! دربیاره آیاتی چند از تمام فحش هایی که سزاوارش بود نثار کردم..

وان یکادی خواندمو وبه همان اتاق برادران رجوع کردم وبعدها برما روشن گردید

که نام سردر آن مکان اشتباهی چاپی بیش نبوده!

و درواقع از نوع مختلط !!بوده است که گویا چشم بصیرت میخواسته.

ومثل همیشه درتفکراتی فلسفی فرورفتم وآن جمله دخترک:

که اول باید سلام بدی! بدجوری تو مخم بود

نتیجه اخلاقی:هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده ام...!

کلیدهای تخلیه!

_بیچاره بنگاه چیها!

با اینکه بازار خرید و فروش آپارتمان راکده ومگس میپرونن اما بازهم بیشتر ازهمه فکر جوونا هستن..!

=خدا خیرشون بده

_ شناسنامه هم نمی خوان...

_خیلی ارزون تر از جاهای دیگه حساب میکنن...


هر روز با یک یا چندین معشوقه از خانه های تخلیه دیدن فرمایید

شرایط:یا پولشو میدی یا یه بار هم  تنهایی میفرستیش دیدن فرماید!!

پ.ن:خوش به حالت اگه  اصل مطلبو !نگرفتی ...ولی حقیقت محضه.


صدای بع بع دموکراسی می آد

آنجا که دو گرگ و یک گوسفند دسته جمعی  

تصمیم بگیرندکه شام چه بخورند نشانی از دموکراسی نخواهد بود!


این نوشته رو زده بودند بالای دفتر انجمن اسلامی وبعد زیرش نوشته بودند که

بیایید باهم از سیاست و دموکراسی بیشتر بدانیم .

فلان روز جمع بشین و بحث روشن فکری و قرطی بازی و یعنی که آره و ...

بعد منم با وجود اینکه خیلی از این جمله خوشم اومده بودزیرش نوشتم که:

آنجا که چندتا گوسفند !جمع بشوند وبع بع کنندآخر دموکراسی خواهد بود!

فرداش دیدم درجوابم نوشتند: به درد چوپونی میخوری یه سر بیا انجمن!

آقا محمود !بفرمایید هندونه

دیدم یه چند مدتیه نوشتن از میوه جات آبدار و شیرین!!

مانند سیب واناروهلو!!!....مد شده !گفتم ماهم از این قافله عقب نمونیم

واندر وصف آبداری وشیرینی چیزی قلم بدوانیم!!

اما این روزها هندونه نه تنها شیرین و آبدار نیست و هیچ خاصیتی برای بدن ندارد....

حتی به درد زیر بغل گذاشتن هم نمیخورد ...

واز انجایی که فقط وقتی میوه ای شیرین وآبدار میشود

که پول گزافی را از برای تهیه اش بفراهمی و بالاجبار به به و چه چهی راه بیاندازی

واز اینکه از جمله کسانی بودی که این مهم در خانه اش بوده شادشوی

وبا افتخار هرچه تمام تر آن را درجلوی چشمان همسایه ها به منزل !ببری وکیفور شوی

####

زن کشاورز :قول میدی اگه امسال وضع بار خوب بود ؛کمی به وضع خونه برسی؟

کشاورز:قول میدم عزیزم،دعا کن امسال محصولاتمون فروش بره ،اصلا همه پولشو میدم دراختیارتو

زن:راست می گی؟خوب ولی اول باید بدهی هامونو بدیم بعد ته اش هرچی موند بقیشو خرج خونه میکنیم

اول از همه مرمت  پشت بوم بعدش یه ماشین لباسشویی و...راستی قول داده بودی یه مبلغی رو هم به پسر

بزرگمون بدی تا بره دنبال کار.....

کشاورز:ان شاءالله

####

زن کشاورز باشوق و استرس زیاد درانتظار برگشت شوهرش از میدان تره بار تهران وفروختن ده تن هندونه:

سلام؛فروختی؟کیلویی چند؟بازار خوب بود؟چقدر موند ته اش؟

مرد در حالی که روی نگاه کردن به زنش را نداشت:پنجاه هزار تومان

همین

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:هندونه ای که شب یلدا میخریش بالای پونصد تومن الان تو میدون میوه و تره !بار از کشاورز میخرن

کیلویی سی یا چهل تا تک تومن

آقای محمود خان به هلوهاتون بگید هندونه میل ندارن؟؟


مقاومتــــــــــــــــــــــــو بپآاا!

یکی از نیروهای عظیمی که در آدمیزاد!به کرات یافت میشود!نیروی مقاومت !است

که در اشکال مختلف و اندازه های متنوع در اقصی نقاط بدن !!وجود دارد:

برای روشن شدن موضوع یه تعریف ساده از مقاومت اینه:

مقاومت وقتی ایجاد میشود که برای رسیدن به لذت قبلی مجبور باشی دوز ماده مصرفی! رو بالا ببری وبه بیان دیگر  مثلاازچیزی که قبلا لذت 100 رو میبردی این دفعه لذت 90 رو میبری و برای رسیدن به لذت 100 باید مایه !!بیشتری خرج کنی (فیزیکی!!.شیمیایی !!،الکترو مغناطیسی!!! و...)که البته در عمل هیچ گاه دیگر به 100 نخواهی رسید(دلایل علمی و روشنی برای علت این موضوع وجود داره و دقیقا برمیگرده به مسائل فیزیولوژیک و نوروترنسمیترهای موجود در دستگاه عصبی)و بسته به مقدار مقاومت ایجاد شده ودر موارد پیشرفته آن نه تنها دیگر لذتی ایجاد نمیشود بلکه کلی درد و عواقب بدی به دنبال دارد

وامّــــــــــــا!!این ماده مصرفی چیست؟؟

اولین چیزی که به ذهن همه میرسه همون نقل و نبات!!خودمونه.(خواننده میتواند برای دریافت اطلاعات بیشتر به یک عمله! یا آشپز! مراجعه کندو بپرسد که درابتدا چقدر مواد مصرف میکرده و چه حالی میبرده!!و الان چقدر باید مصرف کند تا از حال نرود!!)

ویا خواننده میتواند اولین باری که به اینترنت وصل شد و حالشو برده را با الان مقایسه کند! که اوایل با 10 دقیقه کانکت هم کلی ذوق کیف میشده! ورفته رفته  دوزاین ماده مصرفی (مدت زمان )اضافه شد ولی الان 10 ساعت هم بشیند باز هم توفیری به حالش ندارد

بیایید بحث را کمی تخصصی تر کنیم:(بالای 18 سال!!)

در زمان پدر بزرگهای ما آنها اگر میتوانستند قسمتی از صورت (بجز دماغ!)دختران را از زیر چادرهایشان ببینندتا چند روز از خوشی و رویاهای صادقه!!خوابشان نمیبرده و..رفته رفته که انها توانستند دیدزدنهای خود را از صورت به جاهای دیگر بکشانند !!مقاومت هم پایاپای آنها زیاد شد و شد امروز...

جوانهای قدیمی با دوخط کاغذ و نامه های فدایت شوم ،کلی لیلی و مجنون بازی درمیاوردندولی الان مجنون های عزیز (مقاومان )دیگه با نامه و تلفن و اس ام اس واز این جور خاله زنک بازی ها لذت نمیبرن و یه راست میرن سر اصل مطلب...!!

وتوخود حدیث مفصل بخوان از این مقاومت...

و خدانکند آدمیزادی که مقاوم شود ...!

  مثال در این موارد بسیار است واین داستان ادامه دارد...

پ.ن: اگه گفتی نیروی مقاومت بسیج چیه؟!!

این آپ  طویلـــــــــــه!

سری به مجلات و مجلدات:

رستم وارداتی!!

خودکشی ها برای سوسانو همچنان ادامه دارد..

سوسانو:نامزدم از جومونگ بهتر است..

سریالهای ماه مبارک رمضان...

جدول شرح در متن و عکس درمتن و پول در متن!بازیگران و فوتبالیستها

....طلاق گرفت

سری به تلویزیون:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارن تا تو را به راه راست هدایت کنن..

از خاله شادونه و خاله نرگس وپورنگ بگیر بیا تا قرآتی!!و بیست و سی

ومسابقات زنده! این گزارشهای مردمی منو کشته ..ماشاءالله همه ملت آگاه اند

ویه سری سخنرانی از اینها که نصف ریششون نارنجیه و نصف دیگش سفید..و

خورشید پنجم و (حیف شد سه قسمت وقت گذاشتم واسش..این هم که تخیلی از آب دراومد..)

راستی ضررررغامی گفته که رستگاران 45 پیام اخلاقی داشته..

حیف شد یعنی من از 45 پیام اخلاقی محروم ماندم.؟

سری به آگهی های چسبانیده به همه جا:

ساخت جعبه های فانتزی در منزل:

حقوق ثابت500000 تومان+بیمه+اضافه کاری+پورسانت+اشانتیون 

به تعدادی زیگزال دوز و   وسط کار خانوم نیازمندیم!(مدیونه هرکی وسط کار خانوم رو پشت سر هم بخونه!!)

به چندین جوان خوش تیپ ،تحصیل کرده،(آرایش کرده) فعال،دارای روابط عمومی بالا،ترجیحا خانوم ؛ترجیحن تر!مجرد!آشنا به کامپیوترو زبان حداقل 5 سال سابقه کارجهت منشی گری نیازمندیم ..بعد از انجام تست!

سری به مغازه ها

جومونگ 5 رسید

گوشواره سوسانو رسید

تی شرت  بانو یوم یول رسید

7 تا بخر 8 تا ببر

پرداخت همه نوع  قبوض

افطاری  حلیم کرمانشاهی و  آش رشته موجود است

(از نون وایی بگیر تا  بقالی وقصابی و مکانیکی و ..... که حلیم دارن)

سری به مطبات عالیات (با عتبات اشتباه نشود)

دکتر............زاده     داخلی ـــ   اطفال-زنان-پوست -مو زیبایی-دیسک کمر-گوش حلق بینی-لیزر-رژیم درمانی-کنترل قند خون-فشارخون -انجام موارد فوق در منزل--آزمایش بارداری

خسته شدم ..گفتم که این آپ طویله!!:یعنی طولانیه!!

 از ماست که بر ماست یعنی چی؟

نان داغ  کباب داغ

  تمامی مردم همیشه در صحنه !ای که سهام عدالت دریافت نموده اند ،و حتی کسانی که تا به حال از این خوان گسترده بی بهره بودند !میتوانند از این پس سهام های خود را از نانوایی های سر کوچه خود(ترجیحا سنگکی )و با رعایت نوبت  دریافت نمایند...

شرایط واگذاری سهام:

هر سهم به ارزش 7000 ریال در قالب های سنگک ،بربری و نان های فانتزی!...

هیچ محدودیتی در مقدار خریداری آن توسط مشتری وجود ندارد...

و هرکه مایه اش بیش سهمش بیشتر...(برای اولین بار در تاریخ)

شایان ذکر است که  خریداران عزیز میتوانند سهام خریداری شده را خشک کرده و

در منزل نگهداری نمایند و ازآن بعنوان اوراق بهادار استفاده نمایند.!!!

همچنین کسانی که توانایی خرید یکجای آن را ندارند

میتوانند به صورت متری!! نه ببخشید سانتی متری از قرار هر 10 سانت 2000ریال ،خریداری نمایند.

به اطلاع تمام فرصت طلبانی   که در انتظار شب های نوزدهم وبیست و یکم نشسته اند که از تنورهای صلواتی سودجویی کنند ،میرساند که عرضه نان در این شب ها فقط با ارائه کارت ملی امکان پذیر است !.

پ.ن:

صفحه اول همشهری28 مرداد خبر داده که با قطع یارانه آرد

قیمت سنگک و ...در بعضی نقاط تهران از 7000 ریال تا 10000 در نوسان است !

اندر حوالات شیخ ما

آورده اند که روزی شیخ مسرف الدین عین الجوات ابی الخرعوفّی!ملقب به ...

در کوچه ای در راه بود و اصحــــاب !جمله مع الایشان اندر معیشت وی،دوان دوان

شیخ ما در راه که میرفت میخرامید...(چه خرآمیدنی)!

گفتند"این خرامیدن از چیست؟"

گفت :بگم !

گفتند:بگو..

گفت: زیرا که به چهار گاه!! دوم میروم،(مـــــــــــن میپرسم ؟:ندارد؟)

وبه خرامیدنش ادامه داد...اندر راه که میشد ناگاه به اوین رسید گفتند: حال چیست؟

گفت:معراج مردان بزرگ  سر   "دار "  است

بله بچه ها! شیخ قصه ما

رفت و رفت و رفت تا به خونش رسید(چهارگاه دوم)

صاحب خانه پرسید:حال چیست؟

گفت:جانآ!داغ تو دارم و بدان شادم ،

اما از "بــود"    !!!خویش به فریادم .!

منزلا !"بــــود"من از پیش بگیر که  "بود " تو راست کرد،! همه کارم.!

از بود تو همه عطاست و وفا ،و من از بود!! خود ندیدم مگر بلا و عنا!

کلمه ها و ترکیب های تازه:

مسرف الدین:کسی که درسال اصلاح الگوی مصرف هی  دین اسراف میکند

عین الجوات:کسی که در جوات بودن همتا نداشته باشد,

عوفّی: مصدری ازعوف شدن! ازهمانهایی که بچه ها میگن !.دراینجا یعنی عوف شونده

اصحاب: در اینجا یعنی اصحاب رسانه!،ودست خواننده باز است میتواند هرطوری که دوست دارد فکر کند

خرامیدن:در لغت به معنی با ناز راه رفتن ،ی اضافه تشبیهی است .کنایه از خـر آمدن!

چهار گاه: درلغت 4 سال است ولی=قرنها بدبختی

صاحب خانه:گاه به معنی صاحب مملکت هم به کار میرود

اوین:نام مکانی است آباد و تفرجگاه عاشقان و زیارتگاه عابدان

عنا:جمع عن ها!!

بـــود: ...!!!!روم به دیوار

نکته :نویسنده از تذکره الاولیا  و کشف الاسرار تقلید کرده است