يك منهاى هزار

هزارتا ! دوستت دارم هم كه گفته باشى ،هزارتا ! دوستت دارم هم كه گفته باشد

در ياد نميماند،به وقتش فراموش ميشود

امان از يك حرف باعصبانيت كه هميشگى ميشود...كه زخم ميشود...

كه خوب نميشود، كه به وقتش به ياد ميآيد!

چه كسى گفته دوستت دارم بر هر درد بى درمان دواست؟

شخصیت ایرانیان(2)!

ما ایرانی ها نمی توانیم با هم کار کنیم، هماهنگ باشیم،به هم احترام بگذاریم، تفاوت های یکدیگر را بپذیریم، یکدیگر را تضعیف نکنیم، از هم حمایت کنیم، به بهتر از خودمان افتخار کنیم ...

به هم گوش نمی دهیم، تلقی صحیحی از اجتماع، جامعه و جمع نداریم، جوپذیر هستیم، به راحتی تغییر روش و مرام می دهیم، سریع عکس العمل نشان می دهیم. به کسی که در باند خودمان است بسیار ارج می نهیم، ولی حق شهروندی افراد پیاده در خیابان ها را به راحتی نادیده می گیریم، به ملایم ترین نقدها، عکس العمل های کهکشانی نشان می دهیم، در تعریف کردن های بی جا، هنرمندترین افراد هستیم، مسائل فراوانی را کتمان می کنیم. از قبول واقعیت شانه خالی می کنیم،  خیلی زود عصبانی می شویم...

در دوستی، ارتباط و کار، همه چیز را یک طرفه می خواهیم و سهم خود را به خاطر تنبلی و بی توجهی به دیگران ایفا نمی کنیم، در خود انتقادی بسیار ضعیف هستیم، سخن خود را دائما تغییر می دهیم، دمدمی مزاج هستیم، خیلی حرف می زنیم و خیلی کم فکر می کنیم، بسیار با هوش ولی در عین حال کم تدبیر هستیم، قبلا عواقب حرف هایی را که می زنیم و کارهایی را که می کنیم نمی سنجیم، خود را بیش از اندازه مهم می دانیم و چندین برابر آنچه هستیم نشان می دهیم، در قضاوت نسبت به انسان های دیگر و پدیده ها منصف نیستیم، یا زیاد می گوییم یا کم می کنیم، حوصله نداریم برای جواب گرفتن در یک کاری ده سال و شاید پانزده سال صبر کنیم...

به رغم ادعاهای عرفانی و معنوی، عجیب به مال و سمت و مقام و موقعیت و دنیا علاقه مندیم و همه چیز را با هم می خواهیم...

آیا این خلقیات و روحیات، مسائل فکری هستند یا شخصیتی و تربیتی؟...هرچند هر یک از این موارد در افراد مختلف به نسبت های گوناگون وجود دارد، ولی این خصایص نسبتا عمومی است و مهمتر اینکه بسیار قدیمی است. به عبارت دیگر، به رغم تحولات وسیع در ایران و جهان و تغییر متعدد نظام های سیاسی در چند قرن اخیر در ایران، این خصایص همچنان پایدار است. فرهنگ سیاسی ایران و ایرانیان تغییر چندانی پیدا نکرده است و جالب اینکه این خصایص در میان عموم گروه های اجتماعی و حتی عناصر به اصطلاح مدرن جامعه نیز وجود دارد. چه بسا کسانی که دموکراسی درس می دهند و یا ترویج می کنند، ولی فرهنگ شخصی و رفتار رضاخانی دارند و هیچکس جرات ارائه کوچک ترین نقد ملایم نسبت به آنها را ندارند...


منبع:با کمی تلخیص از کتاب عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران.مولف: دکتر محمود سریع القلم