راستش را بخواهید این روزها اغلب ما زنها از پای فیلم ها و کتابها و وبلاگهای داغ! که پا میشویم به برکت آنها و البته پیشرفت علم تازه یادمان میفتد که اوه مای گاد! نکند کلاه گشادی سرمان رفته باشد؟چراکه مقایسه کردن بدون در نظر گرفتن شرایط، یکی از ارکان ضروری و کاربردی ما زنهاست!این میشود که مقدار زیادی حسودیمان میشود به آن معشوقه خارجکی! که بعد از سالها همسرش یا طرف مربوطه اش! چقدر خوب بلد است احساسات و علاقه اش را به او ابراز کند و  دست به لاو ترکاندنش قوی است!و چقدر جملات عاشقانه در گوشش نجوا میکند!(مفتکی!)و براین اساس همین طوری که انتظارات و توقعاتمان بالا زده به این نتیجه میرسیم (اصولا ما زنها خیلی زود به نتیجه میرسیم!)که اصلا طرف بخت برگشته ما ،مارا دوست ندارد و در موارد حادتر انگ تعطیلی! میزنیم.بعد دوز" اوه مای هانی!" خونمان پایین میرود و افسردگی میگیریم و.... البته گاهی  در پی تحقیقات محرمانه امان درمیابیم که بعضی از زنهای دیگر هم همین مشکل را دارند و آنجاست که کمی دلمان خنک میشود.!(لطفا کسی نیاید شعار بدهد که نه ال و بل ...،نمیگویم همه زنها یا همه مردها..همه جورش الان هست)

هدف من از نوشتن اینها بعنوان یک زن تا حدودی دفاع کردن از مردان ایرانی است.مرد ایرانی هم محبت دارد ، عاطفه دارد... خیلی بیشتر از آن جنتلمنهای اروپایی یا امریکایی که این روزها نوع چینیش هم در ایران زیاد شده! مرد  ایرانی شاید به خاطر عوامل اجتماعی و فرهنگی یاد نگرفته باشد همیشه یک مشت جملات زیبا و عاشقانه در آستین داشته باشد و مقدمات لاو ترکاندن را مو به مو بجا بیاورد. شاید بخندید ولی مرد ایرانی محبتش را با خرید میوه و این جور چیزها برای خانه نشان میدهد.تو ای زنی که از بوی عرقش مینالی ...با کارکردن و عرق ریختنهایش نشان میدهد.مرد ایرانی محبتش را با غرور و غیرتش نشان میدهد.محبتش مثل دیواریست که به تو اجازه میدهد همیشه به آن تکیه کنی.شاید بلد نباشد و یا یادش رفته باشد که تو نیازمند توجه‌های ساده اما همیشگی هستی.نیازمند دیده شدن و بیشتر دیده شدن شاید هم نیازمند سورپرایز شدن!...

پ.ن عنوان برگرفته از اینجا

پ.ن2: این پست میتوانست یک مقاله کاملا تخصصی باشد.