مرا غم باز میجوید
نمیدانم چرا روزهای نیمه تاریک، ابر و باران مرا غمگین میکند
من از صدای گرفته آسمان وحشت دارم...حتی از صدای شر شر ناودانی...از صدای چکه آب
میدانم که این ترس را ،این بی قراری را، این دل گرفتگی ها را به ارث برده ام
احتمالا یکی از اجداد من زیر باران تنهایی گریه کرده است...فریاد کشیده است...
احتمالا یکی از اجداد من زیر باران مرده است...
من از صدای گرفته آسمان وحشت دارم...حتی از صدای شر شر ناودانی...از صدای چکه آب
میدانم که این ترس را ،این بی قراری را، این دل گرفتگی ها را به ارث برده ام
احتمالا یکی از اجداد من زیر باران تنهایی گریه کرده است...فریاد کشیده است...
احتمالا یکی از اجداد من زیر باران مرده است...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲ ب.ظ توسط
|
از قدیم گفتن به بهــــا دهند نه به بهانه