برای طعم روزها هم میشود  از هزار و یک جور چیز کمک گرفت.دلبخواهیست. شاید تو یکی  عشقت بکشد طعم روزهایت را با مزه سیگارهایت دسته بندی کنی، دیگری بادرصدالکلهایش! کودکی با پفک و شکلاتهایش،یکی دیگر با پاستیلهایش،آن یکی با قهوه و...کاری ندارم.
برایم روزهایی هستند به خوشمزگی زیتون پرورده!خیلی هم خوب
برایم روزهایی هستند به تلخی بادام تلخ،تلخِ تلخ.کاری ندارد که؟ میجویی و بعدش تف میکنی...
روزهایی هستند به ترشی نارنج ،ترش ولی دوست داشتنی.روزهای نارنجیِ! دوست داشتنی...
کاری ندارم .

گاهی روزهایم سردند و به بی مزگی خربزهای آبکی میمانند:بدون طعم، بدون شیرینی،ولی سردِ سرد.
در کنارش روزهایی هم هستند  مثل عسل شیرین ...:هرچند که گاهی شیرینی زیادش دلت را میزند.
کاری ندارم
با سردی و گرمیشان کاری ندارم
با شیرینی یا تلخیشان کاری ندارم
فقط میدانم از قدیم ها گفته اند که این همه سردی و گرمی با هم نمیسازد!
خربزه با عسل نمیسازد !
 من از روزهای سرد و گرم پشت سر هم میترسم
به مزاجم نمیسازد.
 این مزه‌های پشت سرهم ، در دلم فقط به شوری میزنند...



+ما به دنیای پر از حادثه عادت داریم