با امروز ميشود يك هفته، ايندفعه قضيه را کمی جدي تر گرفته ام، شاید هم جوگیر دیالوگ  کوبنده و دشمن  شکن  خانوم ژاله علو  تو سريال "روزي روزگاري" شدم که میگفت:"آدم گاهي هم  بايد طاقتشو سنگ كنه تا من و نيم منش دستش بیاد". حالا من هم  اين بار ميخواهم آن روي ماهی بخشنده و مهربانم ! را بگذارم توی آب نمک ( چون میگن هر وقت كه از آب بگيري تازست) ،عوضش  از اون يكي روي آتشین و شيطان الرجيمم ! براي يك بنده خدايي یه نیم رو! بیام تا هم دست خودم بیاد و هم بهش ثابت کنم یه من آشِ ماست، چقدر روغن و کره داره !(حالا هفت وجب روغنش  هم توی اين گروني و هاگیر واگیر پیشکشش، یک دهم وجب هم كه باشد چون نیت فی سبیل اله است براي شروع  بد نيست! و کفایت میکند.) البته احتیاط واجب میگه که آش نپز بهر کسی ! اول خودت دوم کسی.راست هم میگه ...ولی  خوب میگه که بگه،کو گوش شنوا؟ من اگه من باشه و نیم من نباشه  توی دهن احتیاط واجب هم میزنه!

ولی خوب چیزی این وسط است که عرصه را برای تاخت و تاز آن روی مبارکم تنگ میکند،بله!  جناح دشمن جان این وسط بیکار ننشسته! و عجیب قاعده بازی را بلد است!  از هر ترفندی استفاده میکند تا طاقتم را تاب بازی کند! و هی با زبان بی زبانی میگوید: "من نشو نیم من بشو تا من شوی!" .