از قدیم الایام مباحث داغی بین نگاه داشتن سر !درجهت پایین یا به سمت بالا !!وجود داشته و طرفداران هر مکتب !دلایل و مستندات بی شماری اندر مزیت  ومعایب هرکدام برشمرده اند.

مثلا عده ای عقیده  داشته و دارند که چهار پایان فقط سر به زیر دارند و انسان دو پاست پس باید سرش را بالا بگیرد عین یک مرد!! وودر روابط اجتماعی گویا تحقیقات اخیر ثابت کرده که داشتن تماس چشمی

یر به یر!!رکن اصلی است ...وسر به زیر بودن گویا بی احترامی به شخص مقابل است..

و گروهی معتقدند که سر به زیر بودن هم نشان نجابت است هم نشانه  اقتصادی !!!(پیدا کردن اشیاءریز و درشت)فراوان دارد و حتی در این موارد گویا  یقه هم دیرتر چرک شده است...!و از همه مهم تر در این مورد شخص به شیطان اجازه نمیدهد که به چشمش برود و از آنجا به ناموس دیگران..تیر اندازی کند!!

 اما از نظر آماری حادثه و اتفاق  هر دو حالت  یک شانس را دارند:سقوط در چاله ها  وبرخورد با موانع و .. در مورد اولی

و  با کله رفتن درزیر ماشین و تیرهای چراغ برق  و ... در مورد دومی.

البته در این بین بوده اند نظریه پردازانی !!که انعطاف پذیری ! و نسبتی بودن جهت سر را همانند علوم دیگر قبول داشته اند و حد اعتدال در پیش گرفته و مثل من! بر این باور بوده اند که بنا به مصلحت :

گهی سر هوا ،و گهی سر به زین!!!

پی نوشت :انیشتن  هم سر به هوا بود با اون قانون نسبیتش!!