نظریه نسبیت انیشتن یه چیزی تو مایه های اینه که مثلا اگه تو قطاری بشینی
  و باسرعت باور نکردنی160000مایل در ثانیه حرکت کنی ...هرچه سریع تر بری به سرعت نور نزدیک تر میشی..اون وقته که زمان کندتر میگذره واشیا نسبت به روی زمین سنگین تر و متراکم تر میشن ....

نظریه انیشتن به درد عمه اش میخوره!...

برای  من زمان ،وقتی کند میشه که خسته باشم مثل همین الان ..
وقتی که سر کلاس این استاد  سمج نهج البلاغه نشسته باشم....
وقتی که توی تاکسی کنار یه مرد بوگندوی چاقالو !نشسته باشم...

وقتی که  روزه ام و شجریان شروع کرده ربّنا رو میخونه...
وقتی که یکی از بچه ها ترمزش بریده و همین جوری داره چرت و پرت میگه و من باید شنونده اون اراجیف باشم تا تموم شه...
وقتی که گلاب به روتون!  کار واجبی دارم ولی سرویس مورد نظر در دسترس نمیباشد..!
 وقتی که دیرم شده و آژانس ماشین نداره...
وقتی که سر برج ،میریم خونه صفورا خانوم واسه قرعه کشی  ..!

وقتی که از شدت انتظار قلبم میفته توی دهنم...

و....
+ تمام این چند سالیو که باید چشم به راه برگشتن برادرم باشم...

قابل توجه آقای انیشتن: هیچ قطار سریعی تا حالا منو سنگین تر نکرده !ولی میدونم اگه  الان ناهارمو بخورم سنگین تر میشم!