نوشین1
زمان : دوهفته پیش ساعت 3 بعد ازظهر
مکان :کلاس روانشناسی رشد 2
موضوع:رشد هیجانی و اجتماعی در نوجوانی
(سر این کلاس استاد اجبار کرده که صندلی ها رو دور تا دور بچینیم و روبه روی هم بشینیم حالت دایره!...)
تکلیف عیدمون! این بود که دوران نوجونیمونو مو به مو بنویسیم...از رشد جسمانی و بلوغ و احساسات و روابط با والدین و سئوالهامون و دیدگاه هامون وحتی تعداد قلی!!!!هایی که داشته ایم!..وخلاصه هرچی که فکرشو بکنی...
(روال کار این استاد واقعا منحصر به فرده ..اصلا درسی به صورت تئوری نمیده و با کتاب و جزوه کاری نداره...کاملا هدفمند درسو از حلقوم بچه ها میکشه بیرون...یه روانکاو به تمام معناست...حرکات و رفتارات و حرفای بچه ها حتی طرز لباس پوشیدناشون و تغییراتشون محاله از یادش بره...واسه همین شیوه کارش خیلی از بچه ها باهاش واحد برنمیدارن...راستی همون استادیه که در افسانه 1و2ازش نام برده بودم...)
بچه ها شروع میکنن به اعترافاتشون...انگار که استاد نقش روحانی مقدس کلیسا باشه!! و بچه ها رو هم زورشون کردن که سیر تا پیاز نوجونی هاشونو مو به مو بگن تا مورد عفو پروردگار قرار بگیرن..!(ولی بد جوری جو گرفته بود همه مون رو!!)
چیز های جالبی گیرمون میومد..!!بسته به محیط و فرهنگی که بچه ها توشون بودن حتی بسته به تعداد خواهر و برادر هایی که داشتن و... چه جنایت ها !یی کرده و چه زیر آبی هایی رفته بودن!!این وسط گه گداری احساسات لطیف و شکننده نابشون در کنار پرخاشگری ها که اغلب بر مامان ها روا داشته بودند ،موج میزد!!
بچه ها هم که شنونده اونها بودن طوری اعتراف کننده بیچاره رو مینگریستند! که تو گویی نگاه عاقل اندر سفیه!!!است!.
نوبت به نوشین میرسد.....
ادامه دارد...
از قدیم گفتن به بهــــا دهند نه به بهانه